سایت عصر ایران یک یادداشت منتشر کرده به اسم ( رفتار سیاستمداران مسلمان ایرانی تا چه اندازه با قرآن و روایات همخوانی دارد؟) نوشته هومان دور اندیش
این نوشته واکاوی است از نسبت اخلاق و سیاست از منظر اسلام
مسائل مهم مطرح شده در این نوشته رو به صورت تیتر وار عرض می کنم تا برسیم سر اصل مطلب:
فضای جامعه کنونی تهمت و دروغ
نسبت اخلاق و سیاست : تضاد یا جمع پذیری
آیا سیاست اخلاقی ممکن است؟
پیوند سیاست و اخلاق در تاریخ اسلام
روش برخورد حضرت امیر و معاویه
حضرت امیر نماینده سیاست اخلاقی و معاویه نماینده سیاست غیر اخلاقی
شکست حضرت امیر از معاویه
چیستی سیاست اخلاقی
تفاوت اخلاق حاکمان و محکومان
گواهی تاریخ بر کنش غیر اخلاقی حاکمان مسلمان
سیاست اخلاقی محکوم به شکست است.
مسلمان سیاسی پیروز نمی شود مگر با بی اخلاقی : چون سیاست اخلاقی شکست می خورد ( مثال حضرت امیر )
سیاست پیروز غیر اخلاقی است و اگر سیاست مدار اخلاقی پیروز شد چون بر خلاف هدف پیامبر آمده که تکمیل اخلاق است پس در نظر پیامبر بی ارزش است.
مسلمن پیروز نباید هدف را توجیه وسیله کند اگر کرد پیروز نیست شکست است و اگر پیروز شد چون همیشه سیاست اخلاقی شکست خورده است پس حتماً این خلاف هدف وسیله را توجیه می کند را مرتکب شده است.
این سه مورد آخر نتیجه من از حرفهای این آدم است غیر از اینها این مطلب پر از آیه و حدیث است.
که چون فلان آیه رعایت نشده است پس فلان کار خلاف است که البته حرف درستی است.
منتهی داستان این آیات و روایات در این نوشته کلمه حقی است که حرف باطلی از آن مراد شده است.
چطور عرض می کنم عجله نکنید
در آخر یادداشت کارهای خلافی را که به زعم نویسنده توسط ریس جمهور و همراهان او انجام شده است را خلاف قرآن و حدیث بیان کرده است و آیات و احدیث را هم آورده است اما خلافها
از قبیل خلف وعده دروغ تهمت بی اخلاقی سیاسی لقب قرار دادن برای موسوی و کروبی و هاشمی و دیگران پیمان شکنی با مردم و فریب آنها تبعیت هوای نفس و هر کار بدی که بتوان گفت طرف سیاستمدار بی اخلاق است.
از آقای دور اندیش که اینقدر به آیات و احدیث اهمیت می دهند ممنون ولی مطلب ایشان چند جای اساسی اش می لنگد.
1- اینکه سیاست اسلام اصلاً غیر اخلاقی نیست که بخواهد پسوند اخلاقی داشته باشد.
2- حضرت امیر اصلا شکست نخورد.
3- معاویه اصلا پیروز نشد.
4-اخلاق و سیاست اصلاً در اسلام جدا نیستند که بخواهند به هم برسند یا متحد شوند.
5- اگر مسلمان در حد وظایفش عمل کند پیروز است احدی الحسنیین
6- حضرت امیر در حد وسعش عمل کردو پیروز شد.
7- با این حساب تمام ائمه بعد از حضرت امیر شکست خورده اند
8- آیا پیامبر که پیروز شدو و شبه جزیره زیر نگین انگشترش بود سیاستش اخلاقی بود؟
9- چرا آقای دور اندییش فکر می کند سیاست اسلام همیشه شکست خورده است؟ در صورتی که پیامبر اسلام پیروز شد.
10- امام خمینی هم پیروز شد و او یک مسلم سیاسی بود.
11- اسلام پیروزی و شکست را در انجام وظیفه در اسلام در حد وسع می داند حالا چه شهادت و چه پیروزی
12- هدف اسلام وسیله اش را توجیه می کند ولی نه وسیله ای که مخالف خواست خداوند است اینجاست که جهاد ابتدایی در زمان معصوم مجاز می شود.
13- ایراد آقای دوراندیش این است که با یک نگاه سکولار وارد تحلیل اسلام و روایات و آیات شده است بدون شناخت دقیق اسلام.
حرف اخر : به نظرم همین فحشهای مرسوم به دولت و طرفدارانش بهتر اس از اینکه برویم ایات و احادیث را نگاه سکولار تفسیر و مصداق یابی کنیم برای حمایت از هاشمی و موسوی و کروبی که مقام ولایت را تنها گذاشتند و در برابر او ایستادند.
چرا قرآن و روایت را سر نیزه می کنید بر حمایت مخالفان و مهاجمان به ساحت ولایت.
کاش نسبت ولایت فقیه ( حاکم ) و مردم و نخبگان ( محکومان ) هم در نظر جناب دور اندیش بررسی می شد.
آیا ولایت از فروع است؟ و اخلاق سیاسی از اصول ؟
چرا آدرس اشتباه می دهید؟
حضرت امیر اگر شکسته خورده بود که انقلاب اسلامی بوجود نمی امد جناب دوراندیش که داعیه اش این باشد که می خواهد علوی باشد؟
آیا راه و اندیشه علوی مرده است؟
چند سال حکموت معاویه دوام آورد؟
محاسبات شما در بیان اینکه علی شکست خورد و معاویه پیروز شد نشان از نظرگاه مادی و سکولار شما دارد.
کسی که بگوید علی شکست خورد کدام طرف است احدی الحسنیین چه شد؟
شهادت یا پیروزی.
خیلی حال گیری شد گفتم امروز جماعت به خودشون جرئت می دن تشریف می یارن دم لانه سابق و یک رویارویی اساسی خواهد شد بس که اینها بعد از روز قدس تبلیغ کردن.
اگر واقعاً خط و نشون کشیدن نتیجش اینه که برن از دور ( هفت تیر ) سطل آشغال آتیش بزنن مرحبا به این جگر
لا اقل می رفتن دم سفارت روسیه یا چین.
پیاده نظام سبز آب می رود و تقلیل می یابد به ورشکسته ها انقلاب و سلطنت طلبها و ساواکی ها و جمع های دوستانه دختر پسری مطهری به بالا
دوست دارند انقلاب کنند حرفی نیست اما لا اقل یک خونی یا خونهای پیشکش راهشان کنند مثل نسل پدران ما و مادران ما که خونها داد تا انقلابش به ثمر رسید.
... با گردش دوست دختر پسری می خواهند انقلاب کنند.
یک وسوسه ای هست که می گه یک روز جرئت می کنن مطمئنم اون روز از هم بیشتر از ترور مسلحانه ناجوانمردانه کاری نمی کنن.
احتمال روزی خونین در پیش است و راه شهادت باریک باید دل را صاف کرد.
رنگ سبز سیر می شود به سیاهی.
تحسبهم جمعا و قلوبهم شتی
هیچ وحدتی میانشان نیست می پنداری با همند و قلوبشان از هم جداست.
اما آنها نکردند ...
اما آنها اين كار را نكردند. آنها نه عذرخواهى كردند، نه از سقوط رژيم سلطنتى عبرت گرفتند؛ بلكه از همان ماههاى اول، شمشير را از رو بستند و سفارت شد مركز توطئه؛ لانهى جاسوسى، مركز ارتباطات مشكوك براى تحريك اين و آن، براى اينكه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را به زمين بزنند؛ شايد بتوانند جمهورى اسلامى را شكست بدهند. اين اشتباه بزرگ را آمريكائىها كردند. بعد هم هر چه توانستند و هر چه از دستشان برمىآمد، با جمهورى اسلامى و با ملت عزيز و كشور ما كردند، كه يك نمونهاش حمله كردن به طبس است؛ يك نمونهاش قضيهى سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ماست كه نزديك سيصد نفر را در خليج فارس كشتند - هواپيماى مسافرى را زدند و انداختند توى آب - يك نمونهاش حمله به سكوهاى نفتى ماست - كه در خليج فارس به سكوى نفتى ما زمانِ ريگان حمله كردند - يك نمونهاش كمكهاى همهجانبه به صدام بعثى خبيث است، براى اينكه شايد بتوانند او را در جنگ بر ما پيروز كنند و جمهورى اسلامى را ضربه بزنند. از اين قبيل اگر بخواهيم براى جنايات آمريكا فهرست درست كنيم، يك كتاب ميشود. يكى از وزراى دفاع آمريكا در برههاى، حرف دل آمريكائىها را زد؛ گفت: ما بايد ريشهى ملت ايران را بكَنيم. ملاحظه ميكنيد؛ ريشهى ملت ايران، نه دولت ايران، نه جمهورى اسلامى. درست ميفهميد؛ ميفهميد كه جمهورى اسلامى يعنى ملت؛ مسئولين جمهورى اسلامى يعنى همهى ملت ايران؛ لذا ميگفت بايد ريشهى ملت ايران را بزنيم. اين روش آمريكائىها بود. هر كار هم از دستشان برمىآمد، كردند.
امام بزرگوار ما، آن مرد استثنائى تاريخ كه حقاً استثنائى بود، در مقابل همهى اينها گفت: هرچه توطئه كنيد، به ضرر خودتان هست و جمهورى اسلامى عقبنشينى نخواهد كرد؛ آمريكا هم هيچ غلطى نميتواند بكند. اين استكبار است. جمهورى اسلامى هيچ رودربايستى با هيچ دولتى ندارد؛ ليكن دولتى كه دستش از منابع عظيم مالى و انسانى كشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه كرد، دولت آمريكا بود. سى سال دولت آمريكا عليه نظام جمهورى اسلامى و عليه ملت ايران توطئه كرده، ضربه زده، تدابير گوناگون انديشيده؛ هر كار توانسته كرده. اگر شما فكر كنيد يك كارى بود كه آمريكائىها ميتوانستند بكنند و نكردند، بدانيد كه چنين چيزى نيست؛ هر كار ممكن بوده، كردهاند. خوب، شما مىبينيد كه نتيجهى اين روياروئى، بالندگىِ هرچه بيشتر ملت ايران، پيشرفت هرچه بيشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون اين كشور و اين نظام بوده. آنى كه ضرر كرده است، آنهايند. گاهى هم حرفهاى بهظاهر آشتىجويانهاى در اين مدت زدند؛ اما هر وقت كه لبخندى به روى مسئولين جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كرديم، ديديم خنجرى در پشت سرشان مخفى كردهاند؛ از تهديد دست برنداشتهاند؛ نيتشان عوض نشده است. خندهى تاكتيكى، لبخند و روى خوش تاكتيكى، فقط بچهها و كودكان را فريب ميدهد. يك ملت بزرگ با اين تجربه، و مسئولين برگزيدهى يك چنين ملتى، اگر فريب بخورند، خيلى بايد سادهلوح باشند؛ يا بايد سادهلوح باشند، يا بايد غرق در هوى و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافيت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولين كشور باهوش باشند، دقيق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همهى وجود داشته باشند، گول لبخند را نميخورند. همين رئيس جمهور جديد آمريكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پيغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه بيائيد صفحه را عوض كنيم، بيائيد وضع تازهاى درست كنيم، بيائيد در حل مشكلات عالم با همديگر همكارى كنيم؛ تا اين حد! ما هم گفتيم پيشداورى نكنيم؛ ما به عمل نگاه ميكنيم. گفتند، ميخواهيم تغيير ايجاد كنيم. گفتيم خوب، ببينيم تغيير را. از روز اول فروردين كه من در مشهد سخنرانى كردم - گفتم اگر دستكش مخملى روى پنجهى چدنى كشيده باشيد و دستتان را دراز كنيد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ اين هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه ميگذرد. در طول اين هشت ماه، آنچه ما ديديم، برخلاف آن چيزى بود كه اينها به زبان، بهظاهر ابراز ميكنند. صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجهى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطهى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطهى گرگ و ميش را ما نميخواهيم. بيائيد بنشينيد با ما سر ميز، مذاكره كنيد بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هستهاى، ليكن شرطش اين است كه اين مذاكره، به فلان نتيجهى معين برسد! مثلاً دست برداشتنِ كشور از فعاليت هستهاى، اگر به اين نتيجه نرسد، پس چنين و چنان؛ تهديد.
بیانات مقام معظم رهبری 12 آبان 88
دیدار شیرین و امید بخش
این عنوانی است که رهبر در ابتدای صحبت شان جلسه نخبگان را توصیف کردند.
دقیقاً بعد از اینکه یک فرد نخبه از دانشگاه شریف از ایشان و نهاد های تحت امر انتقادات صریحی در حضور ایشان و جمع نخبگان مطرح نمود.
به آن جوان آفرین می گویم که از رهبر انتقاد محکم و صریح نمود و دست رهبر را می بوسم که سیره علوی را در معرض دید عموم نخبگان قرار داد.
انتقادات آن جوان چه وارد باشد و نه مهم نیست مهم نفس این اتفاق است.
جایی که رهبر و نظام همیشه متهم اند به خفه کردن انتقاد.
خوب است مدیران از رهبر الگو بگیرند و فضای انتقاد را فراهم کنند البته توقع ندایم مثل رهبر عمل کنند چون اینکار ها ظرفیت و درک و فهم و تحمل بالایی می خواهد.
رهبر ما وظایفش را بخوبی انجام می دهد آیا ما به عنوان یک پیرو به وظایفمان عمل می کنیم؟
کدام دستور رهبر را پی گیری کردیم و به سرانجا م رسانیدیم؟
خودم را می گویم ...
دو عیب در ضعفهای بزرگ و کوچک دولت احمدی نژاد خیلی به چشم می آید که قابل اغماض نیست.
1- اطلاع رسای از فعالیتهای انجام شده در سطح کشور است مانند شهر ها و روستاهای دور افتاده و اقشاری که در جامعه به چشم نمی آیند و رسانه ای صدای آنها را نمی شنود چه برسد که برساند مانند زنان سرپرست خانوار و افراد بی بضاعت و دهک های ضعیف و پایین جامعه
2- فرهنگ در دولت احمدی نژاد و ضعش از وخیم یکم آن طرف تر است از تصویر و سینما دانه درشت بگیر تا ریزها مانند مطبوعات و کتاب و عکس و هنرهای خاص و ...
اگر این کار می شد عده ای در تهران فکر نمی کنند که ایران و فقط تهران است و آنهم میدان ولی عصر به بالاست.
اگر در عرصه فرهنگ دید بسته در چهار سال قبل حاکم نمی شد اهالی سینما اینقدر از معاونت جدید تعجب نمی کردند و قبلاً رفع توقیفها انجام می شد.
نتیجه این بود که جماعت مخالف احمدی نمی توانستند از مخاطب بالفعل هنرمندان سوء استفاده کنند تا جایی که عده ای را در مقابل نظام قرار دهند سر توقیف یک فیلم معمولی که مخاطب چندانی هم ندارد ولی با اینکار دولت در چهار سال اول دشمنان با هزینه ای برای خودش درست کرد.
این سیاست مخالف جذب حداکثری و دفع حداقلی مورد نظر مقام رهبری است.
باشد که گوش شنوایی از مسوولین بشنود و جماعت سینمایی هم قدر فضای موجود را بدانند.
خب چه عیبی دارد از احمدی نژاد انتقاد کنیم؟
از چیزی می ترسیم یا ...
نمی دونم هر چی شما بگید انتقاد کنید هر جور دوست دارید و فکرتان می رسد و احساس می کنید
هل نشوید حالا که اجازه دادیم ( مگر دست ما بود ؟!) قبلاً شرط می کنیم که این کارها را لطفاً نکنید.
1- اگر بار هبر مشکل دارید حساب رهبر را با احمدی نژاد تصفیه نکنید.
2- اگر با اسلام مشکل دارید فکر نکنید اگر احمدی نژاد را ... کردید اسلام از بین ....
3- اگر با امام خمینی و گفتمان او میانه ای ندارید و یا دشمنید لطفاً انتقاد را بهانه نکید برای ...
4- اگر فکر می کردید مقامی که او را دارد سر قفلی اش یا حقش یا استحقاقش مال شماست ...
5- اگر آمدن او در این پست باعث شده منافعتان به ... نکنید
6- اگر فکر می کنید چون خوش قیافه نیست و نمی شود از چهره اش کاریکاتور کشید باید انتقاد کنید
7- اگر فکر می کنید چون لباسش خیلی مناسب نیست پس باید ....
8- اگر فکر می کنید چون یکی دو نفر دو و برش زیر علامت سوال رفتنه اند و بیرون آمده اند باید انتقاد کنید ...
9- اگر فکر می کنید چون مشاورش ( کلهر ) ... پس رئیس جمهور دیوانه است باید انتقاد کنید ... نکنید
10- اگر فکر می کنید چون رئیس جمهور است و مسوولیت دارد و کارش نقص و عیب دارد و نیاز به کمک فکری و مشورت و انتقاد و هر چی دارد .... لطفاً تا می توانید انتقاد کنید
11- ....
... به تبع اين نگاه در كار دولت احمدينژاد نقطه ضعفي نيز ديده ميشود و آن اينكه اگر جريان اجتماعي را به دو شاخصه توده مردم و نخبگان اجتماعي تقسيم كنيم احمدي نژاد در جلب اعتماد جريان نخبه اجتماعي كامياب نبود البته اين به اين معنا نيست كه هيچ كدام از نخبگان حامي دولت نيستند، چه بسا بسياري از علما، اساتيد و دانشجويان همراه و طرفدار دولت بوده و هستند. وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه با بيان اينكه در برخي مواقع انتقاداتي نيز به احمدينژاد وجود دارد، اظهار داشت: مثلا وقتي گفته ميشود گاهي احمدينژاد در انتخاب دستياران و همكاران خود قواعدي كه همه بايد به آن ملتزم باشند، را زير پا ميگذارند، كار به جايي ميرسد كه من هم كه رفيق نزديك و همكار او هستم، به اين نتيجه ميرسم كه اين انتقادات در برخي موارد كاملاً درست است كه از آن جمله ميتوان به انتخاب كردان و مشايي اشاره كرد ...
منبع رجا نیوز
به تازگی همان فضا سازی که در مورد مشایی یا دیگران در مطبوعات اتفاق افتاد در مورد کلهر در جریان است که مستقیماً به مسائل شخصی زندگی این فرد مربوط است.یادم می آمد که همان زمان که فشار بسیار سنگین مخالفین و موافقین احمدی نژاد در مساله مشایی در جریان بود به یکی از دوستان گفتم منتظر باش از این به بعد در مرود هر آدمی دور و بر احمدی نژاد از این غائله ها بپا خواهد شد و جماعت مخالف دولت ذره بین بدست دنبال نقاط نقص و ضعف افراد خواهند گشت و تا چیزکی بیابند آتش از هوا و زمین باریدن خواهد گرفت.
البته آدمهای دور و بر احمدی نژاد مانند خودش نه معصوم و مقدسند و نه امام زاده اگر ذره بین برداریم حتماً چیزکی یافت خواهد شد همانطور ممکن است در زندگی امثال ماها پیدا شود.اینها را گفتم ولی همه این فشارها نباید باعث شود که انتقاد منطقی و مستدل از دولت تعطیل شود به بهانه هجمه ها آرزوی صبر و تحمل بیشتر برای دولت و مخالفان و موافقان دارم
به امید آن روز و آن که قانون شکنان در برابر قانون مساوی باشند.
یادم نمی رود زمانی که نامه بدون سلام و والسلام هاشمی به آقا در آمد مصرع اخر نامه یادتان هست؟
چو پر شد نه شاید گرفتن به پیل
آری ظاهراً کار را تمام شده می دانستند با این ادبیات مساله فقط احمدی نژاد نبود و گرنه چرا اینقدر تندی با ولی فقیه زمان؟!
چرا حالا هاشمی و اذناب کوس تبعیت از ولایت می زنند؟
آقای هاشمی ان نیروی مرموزی که اکنون نمی گذارد شما به رهبر نزدیک شوید آن موقع شما را مجبور نکرد نامه کذایی را بنویسید؟
این روزها باید سوره توبه را باز خوانی کرد عده ای هم می خواهند از جانب آمریکا و انگلیس در راحتی و حمایت باشند و هم از جانب رهبر و مردم تا به فتنه گری ادامه دهند.
استغاثه وحدت دارند و وحدت گدایی می کنند : همه باید با ما ( با من ) وحدت داشته باشند.
این جماعت وقت می کشند و از محاکمه می گریزند و با زبانشان در حال راضی کردن کسانی هستند که با فتنه (اکبر من القتل) بدنبال نابودیشان بودند.
باید توبه کنند و بیان کنند به صراحت به خطا اعتراف
آنها اگر خط امامی هستند چرا برای مبارزه با دشمنان اسلام ناب محمدی ولی زمانه هیچ تدارکی ندیدند و نمی بینند.
چرا امور را وارونه می نمایند و از روشن شدن حقیقت کراهت دارند؟
چرا به اهل و مال خود بیش از نظام و مردم و ولی زمانه بها می دهند؟
چرا زمانی که ولایت و نظام اسلامی در خطر باشد هیچ خبری از انها نیست؟
چرا از صبر ولی زمان سوء استفاده می کنند و او را با کلام خویش می آزارند و می پندارند او فقط یک گوش است؟
چرا در جبهه امر به معروف و نهی از منکر کسی از آنها یافت نمی شود؟
چرا کلام کفر از دهان آنها شنیده می شود مگر بلندگوی کفارند؟
این بحث وحدت از زبان کسانی که در زمان فتنه بعد از انتخابات تا جایی که توانستند در تضعیف رهبر و نظام توان گذاشتند و شکست خوردند بازی بیش نیست تا باشد ببینیم چه کسی فریب می خورد تا میانجی شود.
سوال عنوان این مطلب خیلی بیشتر از آنکه معطوف به آینده باشد با گذشته کار دارد
آیا نگران موسوی و طرفدارانش باشیم؟
آنها سنگین ترین شکستها را در روز قدس و باز شدن دانشگاهها تجربه کردند.
آیا نگران هاشمی و اذناب او باشیم؟
هاشمی آنقدر موضعش ضعیف است که دستور تبعیت از ولایت فقیه می دهد و اهرم فشارش به وقف دانشگاه آزاد تقلیل پیدا کرده است.
آیا نگران آمریکا و اروپا باشیم؟
حداقل تا مساله هسته ای و رابط خارجی ما با ملتها به شکل کنونی بر محور تفکر امام است پیروزی به سمت ما حمله ور خواهد شد.
برای چه نگران باشیم؟
اولاً کلاه خودتونو سفت بچسبید با نبرد.
دوم پیرو رهنمودهای رهبر باشید مانند پی گیری صحبتهای رهبر و تحلیل آنها و تطبیق آنها با شرایط روز و تشخیص تکلیف خود
سوم نگرانی خودی ها باشید با اسامی زیبایی مانند انقلابی اصولگرایی و عدالت محوری و ...
حالا مدعی اصولگرایی زیاد شده است و چماق خوبی هم شده که راحت و محکم سر دیگری کوبیده شود.
چهارم چماق شناس خوبی باشید ( رجوع کنید به صحبتهای مطهری در مجلس ایضاً توکلی )
آینده ما را تشخیص درست مصداق ها در شناخت عدالت و اسلام ناب شکل خواهد داد.
اگر امام را خوب بشناسیم درگیر اسامی مانند بیت امام نمی شویم بلکه حقیقت تفکر امام برایمان مهم خواهد بود.
هر جناحی هر غلط هم می کند نباید از مسیر ولایت خارج شود.
ولایت فقیه از دیکتاتوری جلوگیری می کند.
ولایت فقیه به تبع اسلام است.
کسی که زیر بار ولایت فقیه نرود چطور می رود زیر بار ولایت حضرت حجت یا منصوبین او؟
ولایت فقیه زورگو نیست بلکه در مقابل زور می ایستد.
ولایت فقیه بر همه ناظر است بر دولت مجلس قوه قضائیه
کسی که ولایت فقه را نپذیرد از اسلام خارج است.
تخریب و تضعیف دولت خروج از ولایت است آن هم دولتی با این همه ویزگی مثبت که از نقص و عیب هم خالی نیست.
نقد منصفانه و یاری و کمک دولتی که پشتوانه 25 میلیون رای دارد باید رویه مجلس باشد نه سنگ اندازی و تخریب و انگ زدن.
عده ای مدعی اصولگرایی توصیه های صریح رهبر در مورد همکاری بادولت را نه تنها بر نمی تابند بلکه آن کار دیگر می کنند.
خدا اخر عاقبت اصولگرایی را بخیر کند.
تنها ملاک یک اصولگرا تبعیت از ولایت ست زمانی که مخالف منافع او و امیالش است.
اعاذنا الله من شرور انفسنا
بسمه الله
یادداشت آقای رسول جعفریان که اخیراً در روزنامه حیات نو چاپ شد بسیار جالب است توصیه می کنم بخوانید.
اسم مقاله : آیا انقلاب جدیدی در راه است؟
اوصافی در این مقاله به دکتر احمدی نژاد و همفکران او نسبت داده شده است و بر این اساس تحلیل ارائه شده که در نو خود جالب است ان هم از زبان یک روحانی نخبه مخالف دولت
خیلی از مطالب بالا فحشهای محترمانه و دروغهای مرسوم به دولت و احمدی نژاد است و مهم نیست ولی چند تایش جالب است و مهم که نباید از دکتر احمدی نژاد یا همان دولت سر بزند
1- اینکه مخالفین یا منقتدین سابق با کار رسانه ای یا تبلیغاتی قوی موفق شوند القاء کنند دولت با رهبر یا مراجع ضدیت یا کمه کم شکاف دارد البته این غیر اختلاف نظر است ولی شکاف می رود به ضدیت به نظرم در کل مهم نیست دولت با مرجع اختلاف نظر داشته باشد چون مراجع هم باید به حرف ولی فقیه زمان تابع باشند و در این مورد مانند یک فرد عادی هستند اگر کسی شک دارد پاسخ به استفتائات رهبر انقلاب را در این باره بخواند اما شکاف با رهبر نباید بوجود آید و گرنه می شود مانند مساله مشایی که دوستان هم تحت تاثیر تبلیغات، دشمن خونی شدند.
2- مخالفان به دنبال ایجاد تقابل دولت با مراجع در سطح رسانه ها هستند اگر دولت نظر رهبر را به همراه دارد که هیچ اگر ندارد نباید در برابر مراجع قرار گیرد اینجا خط قرمز مانند تقابل نظری یا عملی با رهبر
3- یک گروه هستند که برای جلوگیری از اصلاحات اصولگرایانه به دنبال پنهان شدن پشت عناوین نظام مانند مرجع و نخبه یا روحانی هستند باید با اینها بدون رحم و شفقت و تندی برخورد شود مانند جماعت هاشمی و اذناب و عده ای که با لباس دین دنیا می خورند.
4- حمایت از توده ها و اقشار ضعیف اجتماعی مانند زنان و دهک های پایین جامعه یا همان توده های کنونی و پابرهنگان صادق
5- ایستادن دوپایی بر سر و مواضع اسلام ناب امام راحل و مقابل با فساد و تبعیض و اشرافیگری و نخبگانی مترف و اشرافی که هیچ اهمیتی به مستضعفین نمی دهند.